.::عاشقانه های سعید به عشقش::. - خداحافظی از ف جانم ...
.::عاشقانه های سعید به عشقش::.
دل غمنامه ي درداست بي تو ،تمام فصل من سرد است بي تو ،نباشي رنگ سبز خاطراتم خزان آلوده وزرد است بی تو
درباره وبلاگ
سلام عزیزان این وبلاگ را تقدیم به همه عاشقان واقعی وعشقم ف جان می کنم .عاشقانی که تا آخر عمر وفادارند به عشقشان مثل من و عشقم ف جان . ارادتمند : سعید ------------------------------------- دلم کسی را می خواهد که دوستم داشته باشد ...
شانه هایش را برای گریستن وسینه اش را برای نهادن سرم و
چشمانش را برای خالی نمودن غم هایم می خواهم . دلم کسی را
می خواهد که مرا با هر آنچه هستم دوست بدارد .
با تمام خوبی ها و بدی هایم . با تمام مهربانی ها و نا مهربانی هایم .
دلم کسی را می خواهد که افتاب مهر را به قلب خسته ام هدیه دهد .
سلام ف جانم ... نمی دانم که این مطلبو کی میخونی اصلا شاید هم نخونی خیلی دلم برات تنگ شده حتی نمی تونم احساساتمو بنویسم فقط این میتونم بگم که خیلی نامردی کردی تو که نمیدونی من بی تو چی میکشم
چشم من بيا منو ياري بكن گونه هام خشكيده شد ، كاري بكن غير گريه مگه كاري مي شه كرد كاري از ما نمي آد ، زاري بكن اون كه رفته ، ديگه هيچ وقت نمي آد تا قيامت دل من گريه مي خواد هر چي دريا و زمين داره خدا با تموم ابراي آسمونا كاشكي مي داد همه رو به چشم من تا چشام به حال من گريه كنن اون كه رفته ، ديگه هيچ وقت نمي آد تا قيامت ، دل من گريه مي خواد قصه ي گذشته هاي خوب من خيلي زود مثل يه خواب تموم شدن حالا بايد سر رو زانوم بذارم تا قيامت اشك حسرت ببارم دل هيچ كي مثل من غم نداره مثل من غربت و ماتم نداره حالا كه گريه دواي دردمه چرا چشمم اشكشو كم مي آره خورشيد روشن ما رو دزديدن زير اون ابراي سنگين كشيدن همه جا رنگ سياه ماتمه فرصت موندنمون خيلي كمه اون كه رفته ، ديگه هيچ وقت نمي آد تا قيامت دل من گريه مي خواد سرنوشت چشاش كوره نمي بينه زخم خنجرش مي مونه تو سينه لب بسته سينه ي غرق به خون قصه ي موندن آدم ها اينه اون كه رفته ديگه هيچ وقت نمي آد تا قيامت ، دل من گريه مي خواد