تبليغاتX
.::عاشقانه های سعید به عشقش::. - اما قلبم ...
دل غمنامه ي درداست بي تو ،تمام فصل من سرد است بي تو ،نباشي رنگ سبز خاطراتم خزان آلوده وزرد است بی تو
 اما قلبم ...
تو میتونی دوستی مرا نپذیری. میتوانی مرا از خود برانی.میتوانی رو از من برگردانی و مرا برای همیشه از دیدار خودت محروم سازی.

من هم میتوانم تو را نبینم .میتوانم چشمانم را از سر راهت بر گردانم و به سوی تو خیره نشوم.میتوانم زبانم را وادارم که نام تو را بر زبان جاری نسازد.میتوانم گوشم را از شنیدن آهنگ صدایت بی نصیب کنم

 اما قلبم....او دیگر در اختیار من نیست او به خواسته ی خود خو گرفته.او تا زنده هست به یادت خواهد تپید...باور کن...

  • ف جان۰۰۰ عشقم باور کن
|+| نوشته شده توسط سعید در چهارشنبه دهم آبان 1385  |
 
 
بالا