تو ميروي و من فقط نگاهت مي كنم تعجب نكن كه چرا گريه نمي كنم بي تويك عمر براي گريستن فرصت دارم اما براي تماشاي توهمين يك لحظه باقيست و شايد همين يك لحظه اجازه ي زيستن در چشمان تو را داشته باشم
خیلی دوستت دارم عزیزم ، مرا تنها مگذار

|
+| نوشته شده توسط
سعید در یکشنبه پنجم شهریور 1385
|