تبليغاتX
.::عاشقانه های سعید به عشقش::. - باور نمی کنم ف جونم
دل غمنامه ي درداست بي تو ،تمام فصل من سرد است بي تو ،نباشي رنگ سبز خاطراتم خزان آلوده وزرد است بی تو
 باور نمی کنم ف جونم

باور نمی کنم که چشمانم دیگر چشمانت را نمی بیند ...

باور نمی کنم که آن عشق همیشه گرم ٬ زیر خروارها بی اهمیتی سرد و نمور مانده باشد

ف جونم : چطور باور کنم نبودنت را ٬ ندیدنت را و نداشتن عشقی پاک را ...

همه اشک و التماسم دوباره دیدن روی توست ف جانم

مثل گذشته ها نشستن با تو ٬ و گفتگو کردن با توست

ولی حیف که ...

 

|+| نوشته شده توسط سعید در جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1385  |
 
 
بالا