ف جان : گاهی آرزو می کنم کاش هرگز نمی دیدمت تا که امروز غم ندیدنت را
بخورم، کاش لبخندهایت اینقدر زیبا نبود که امروز آرزوی دیدن یک لحظه از
لبخندهای عاشقانه ات را داشته باشم، کاش چشمان معصومت به
چشمانم خیره نمی شد تا که امروز چشمان من به یاد آن لحظه ها بهانه
بگیرند و اشک بریزند، کاش دوست داشتنم را آنقدر باور میکردی که نمیگفتی بودنم برات هزار مصیبته کاش حرف دلم را بهت نگفته بودم تا که امروز با خودم
نگم: آخه اون که می دونست چقدر دوسش دارم پس چرا در این شب یلدا دل منو اینجوری کرد اون که می دونست چقدر دوسش دارم پس چرا ...........؟؟
|
+| نوشته شده توسط
سعید در جمعه سی ام آذر 1386
|